محمد باقر شريعتى سبزوارى
133
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
تجزيه و تركيب نظرى يا ذهنى اين است كه انسان مدركات و معلومات ذهنى خود را مقايسه و تجزيه و تركيب كند و تفكر ، كه عالىترين عمل ذهن است ، جز تجزيه و تركيب ذهنى چيزى نيست . توضيح آنكه تجزيه و تركيب ذهنى يا حسى است يا خيالى يا عقلى : تجزيه و تركيب حسى آن است كه ذهن در يك صورت محسوسهاى كه حضوراً حس مىكند تصرف كند ؛ مثل آنكه انسان در حالىكه به يك قالى كه داراى نقشهها و گلهاى مختلف است نظر مىافكند ؛ در ذهن خود از جمع كردن و مورد توجه قرار دادن چند نقش و چند گل ، صورت معينى مجسم مىكند و دو مرتبه از تجزيه و مورد توجه قرار دادن بعضى دون بعضى شكل ديگرى را بر خويش ظاهر مىسازد ، و يا هنگامىكه در شب به آسمان پرستاره نگاه مىكند در ذهن خود از جمع و تركيب و مورد توجه قرار دادن يك عده از ستارگان صورت حيوان مخصوصى را مجسم مىسازد و در همان حال از تجزيهء آنها و ضم و تركيب ديگرى ، صورت ديگرى را بر خود ظاهر مىسازد . اين گونه تصرفات در صور محسوسه اولًا ، آزادانه و دل بهخواه صورت مىگيرد و ثانياً ، فقط با دخالت عوامل ذهنى انجام مىيابد و احتياجى ندارد كه انسان در وضع چشم و نگاه كردن خود تغييراتى بدهد . تجزيه و تركيب خيالى آن است كه ذهن در صور جمع شده در حافظه ، آزادانه و دل بهخواه و طبق تمايلات و احساسات درونى تصرفاتى بكند ؛ مثلًا انسان در ذهن خود تصورى از كوه دارد و تصورى از پولاد ، آنگاه با نيروى تخيل تصويرى از كوه پولادين مىسازد و يا آنكه تصورى از انسان و تصورى از اسب و تصورى از بال پرندگان دارد ، آنگاه با نيروى تخيل صورت اسبى را مىسازد كه داراى سر آدمى و دو بال است . تخيلات شاعرانه از اين نوع تجزيه و تركيب سرچشمه مىگيرد ؛ در تخيلات شاعرانه ذهن مبدع و مخترع ، از قيد رعايت صورت خيالى از مطابقت با نفس الأمر آزاد است و تنها از تمايلات درونى خويش اطاعت مىكند ؛ در تخيلات شاعرانه ذهن نمىخواهد اشيا را آنطور كه هستند بنماياند ، بلكه مىخواهد آنطور كه تمايلات درونى اقتضا دارد نقشهايى از آنها بسازد و روى همين جهت است كه شعر از نوع هنر و صنعت به شمار مىرود .